نتیجه تصویری برای استیکر شبتون مهدوی

[ پنج شنبه بیست و سوم دی 1395 ] [ 23:17 ] [ خدیجه اسماعیل پور ]

[ بدون نظر ]

پاسخ

 

معنای صحیح واسطه در فیض

این که انبیا و اولیا و ائمه(علیهم السلام) واسطه در فیض هستند، به چند معنا بوده که برخی معانی آن کلامی است. در این جا، بیشتر به معنای فلسفی و مورد توجه حکمت توجه می گردد. به برخی از معانی وساطت در فیض چنین است:

الف) واسطه رسانیدن پیام خداوند به انسان ها (فیض تشریعی)

به گفته ملاصدرا انسان تا پیش از بلوغ و سن تکلیف در عالم حیوانی به سر می برد، تنها پس از سن تکلیف و به واسطه حجت الهی، از فیض انسانیت برخوردار می شود.

ب) واسطه شفاعت خواهی در سرای آخرت نزد پروردگار

«یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ وَابْتَغُواْ إِلَیهِ الْوَسِیلَةَ»[1] «ای کسانی که ایمان آورده‏اید! تقوا و پرهیزکاری پیشه کنید و وسیله‏ای برای تقرب به خدا انتخاب نمایید، «لاَّ تَنفَعُ الشَّفَاعَةُ إِلاَّ مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمَنُ وَرَضِی لَهُ قَوْلاً»[2] «در آن روز شفاعت هیچ کس سودی نمی‏دهد، مگر کسانی که خداوند رحمان به آنها اجازه شفاعت داده، و از گفتار آنها (در این زمینه) راضی است‏

ج) واسطه در دعا

انبیا و ائمه(علیهم السلام) که مستجاب الدعوه هستند، برای ما دعا کنند تا خداوند خواسته ما را برآورده کند.

د) واسطه به معنای غایت و هدف

هدف آفرینش عبادت و معرفت خداوند است و حقیقت این دو امر، تنها در وجود انبیا و ائمه(علیهم السلام) محقق می شود، و چون فعلِ بدون غایت محکوم به فناست، بنابراین، وجود مستمر یکی از اولیا باید باشد تا فیض الهی قطع نشود. این معنای فیض به برهانِ غایت برمی گردد که جداگانه مطرح می شود.

ه) واسطه در ایجاد قابلیت

با گفتار و کردارشان که برگرفته از وحی است، بندگان را ارشاد می کنند تا در نتیجه، قابلیت دریافت مراحل بالای از فیض و تداوم آن را پیدا کنند (ایجاد و اتمام قابلیت). گاهی ارشاد از راه تصرف در نفوس انجام می شود.

و) واسطه در آفرینش عالم

فیوض و کمالات را از خداوند بگیرند و به مخلوقات برسانند. وجود انبیا و ائمه(علیهم السلام) در مرتبه ای قرار دارند که شایستگی دریافت فیض را بی واسطه دارند و دیگر موجودات که فاقد آن مرتبه هستند، تحت ولایت آنها که در طول ولایت خداوند و به اذن اوست، قرار گرفته و کسب فیض می کنند.

بنا بر نظر عرفا و حکمای اسلامی پیامبر اکرم(ص) و اهل بیت (ع) واسطه در آفرینش هم هستند و بدون آفرینش آنان با توجه به نظام تکوین امکان خلق عالم نبوده و نوبت به آن نمی رسد چرا که بر اساس قاعده الواحد لا یصدر منه الا الواحد نخستین آفریده خدا باید کامل مطلق باشد که بسیاری از حکما و عرفا این مخلوق را عقل دانسته و بر حقیقت محمدیه تطبیق داده اند.

[ یکشنبه نوزدهم دی 1395 ] [ 21:51 ] [ خدیجه اسماعیل پور ]

[ بدون نظر ]

 

چندی است در ادبیات سیاسی- اقتصادی انقلاب اسلامی، مفهوم وزین اقتصاد مقاومتی توسط مقام معظم رهبری وضع و جاری گردیده است. این مفهوم از آنچنان ظرفیت ارزشمندی برخوردار است، که می‌تواند تضمین‌کننده استقلال، عزت و عظمت انقلاب اسلامی و مولّد استقامت مستضعفین جهان در مقابل نظام سلطه در جهان باشد و نیز می‌تواند زمینه‌ساز ظهور اقتصاد اسلامی در جامعه باشد. اقتصادی که با حاکمیت آن در همه عرصه‌ها می‌تواند زمینه‌ساز ظهور مهدی موعود و عصر ظهور باشد. متأسفانه بعد از انقلاب سیاست‌مداران و دولت‌مردان به خاطر وابستگی کشور به اقتصاد نفت، نتوانستند یک حرکت فعّال و اصیلی را در زمینه اقتصاد اسلامی آغاز نمایند و متأسفانه در برنامه‌های اول تا پنجم توسعه با یک حرکت انفعالی در مقابل اقتصاد رو به رو هستیم و هنوز یک اقدام اساسی حقیقی بر مبانی اقتصاد اسلامی را آغاز نکرده‌ایم.

اقتصاد کشور بیمار است باید درمان شود و این درمان ابتدا با شناخت اقتصاد آرمانی، که همان اقتصاد اسلامی است

و سپس با شناخت واقعیت‌ها و موانع اجتماعی که اجازه جاری شدن اقتصاد اسلامی را نمی‌دهد و در ادامه با پیش بینی و تجویز نسخه‌های درمانی کوتاه مدت و بلند مدت، دوره‌گذار قانون‌مندی را تعریف نمود، تا جامعه به آرامی و به تدریج خود را جهت درک اقتصاد اسلامی آماده نماید و بدیهی است اگر بخواهیم این دوره‌گذار را در یک فرایند جامعی که از اصالت‌، استناد و عمق برخوردار باشد، طراحی نماییم، باید زمینه‌‌ی فرهنگی این طرح تدارک دیده شود. یعنی در ذهن و قلب و روح آحاد جامعه یک سری از باورهای ویژه که با فطرت آنها هماهنگ باشد را ایجاد نماییم، تا میل و رغبت به تلاش در جهت تحقق اقتصاد اسلامی پدید آید، تا این دوره‌گذار بتواند به خوبی و با کیفیتی مطلوب تعریف و تحلیل گردد. این دوره‌گذار با عنوان جامع و اصیلی به نام ( اقتصاد مقاومتی) قابل توضیح است . زیرا از مهم‌ترین موانع در جهت تحقق اقتصاد اسلامی، هجوم بی‌شرمانه فرهنگ اقتصادی دشمن، تحت عنوان‌، اقتصاد آزاد لیبرالیستی به داخل کشور است، به طوری‌که تمامی رسانه‌های جهان‌، جهت حاکمیت سردمداران اقتصاد جهانی بر کشورهای فقیر و در حال توسعه تمامی تبلیغات فرهنگی- سیاسی و اجتماعی و اقتصادی خویش را مدیریت می نماید. بدیهی است دشمن که با ماهیت و جوهر انقلاب اسلامی در محاربه است و این انقلاب را با فرهنگ سلطه‌گرانه استعماری و استثماری خود در تضاد می‌بیند، نمی‌تواند آرام بنشیند. لذا با تحریم و جنگ‌های منطقه‌ای سعی در جلوگیری از فرهنگ انقلاب اسلامی دارد.

اقتصاد مقاومتی، جریانی است قانونمند که می‌تواند به عنوان اقتصاد دوره‌گذار، نظام اقتصاد پوسیده و مستهلک شده‌ی فعلی را به نظام اقتصاد پویا و بالنده اسلامی (‌که می‌تواند زمینه‌ساز تمدن ناب و خالص اسلامی در عصر غیبت باشد) پیوند زند. این اقتصاد وقتی می‌تواند هویت خود را آشکار نماید، که قبل از هر چیز، پیوست فرهنگی خود را تدوین نموده و قلمرو ظهور و عملکرد آن را معلوم نماید‌. اقتصاد مقاومتی یک شعار نیست‌، یک جریان هدف‌دار و قانون‌مند و سازمان یافته‌ای است که جد، نیازمند نیروی انسانی کارآمد است و این نیز ابتدا در خانواده و سپس در مراکز تربیتی نظام اسلامی است. مراکزی چون حوزه‌– دانشگاه و آموزش و پرورش و دیگر نهادهای فرهنگی و تربیتی تا زمانیکه هویت فرهنگی اقتصاد مقاومتی در درون آحاد جامعه، به یک باور تبدیل نشود و امت اسلامی ضرورت آن را با تمام گوشت و خون و پوست و استخوان خویش درک نکند، حتی اگر دولتمردان با جدیّت (که بعید است، زیرا اگر جدی بودند در این چند سال حرکتی از آنها دیده می شد) وارد عمل شوند، ولی بستر فرهنگی آن را مهیا نکرده باشند، این طرح عقیم می‌ماند و از این (‌بذر) گیاهی نمی‌روید.

باید قبل از هر چیز بر روی (فرهنگ اقتصاد مقاومتی) کارکرد و جایگاه این فرهنگ ابتدا در خانواده و سپس در مراکز و نهادهای تربیتی نظام اسلامی می‌باشد.

در اندیشه اسلامی، اقتصاد اصیل یک رکن جهت کمال انسان تعریف شده است در جائیکه نقل شده از ائمه معصومین علیهم السلام که:

"الکَمال، کُلُّ الکَمال، التَفَقُّه فِی الدّین و تَقدیر المَعیشَه و الصَّبر عَلَی النائِبَه؛ کمال انسان در سه چیز است، فهم دقیق دین و مدیریت اقتصاد زندگی و مقاومت در مقابل نابسامانیها"

یا وقتی امیرمؤمنان علی علیه السلام می‌فرمایند: "تَرکُ التَّقدیرِ المَعیشَه یُورِثُ الفَقر؛ یعنی ترک مدیریت اقتصادی در زندگی زمینه ساز فقر است"

اقتصاد به معنای میانه‌روی در امور معیشت است‌، بدیهی است زیاده خواهی و عدم قناعت و بریز و بپاش های غلط و ... نمی‌تواند هویت اقتصاد احیاگر را که می‌تواند زمینه ساز ظهور یک زندگی سعادتمندانه باشد را آشکار نماید.

باید فرهنگ خانواده اسلامی شود، که در این صورت خانواده با مفاهیمی چون عدم اسراف‌، کسب حلال و پرهیز از حرام، قناعت‌، زهد ، شکر، عدم کفران نعمت و زیاده خواهی و .... مأنوس می‌شود و این أنس یعنی تأسیس زیر ساخت و زیر بنای اقتصاد مقاومتی، چرا که ظهور این اقتصاد باید با اراده آدمی باشد و این اراده، به انگیزه نیازمند است و این انگیزه، به معرفت و شعور محتاج است و بالاخره این معرفت و شعور به حاکمیت الله در وجود آدمی محتاج است، که می‌تواند خودش را در چهره انسان مؤمن و با تقوا نشان دهد.

پس باید (خدا مدارانه) زندگی کنیم نه (خود مدارانه) البته عواملی می‌تواند به نقش خانواده و نهاد‌های فرهنگی و تربیتی در زمینه‌سازی فرهنگی جهت ظهور اقتصاد مقاومتی کمک نمایید که مهم‌ترین عامل‌، جاری شدن و حاکمیت (عدالت) در جامعه و ارتقاء سطح اعتماد و پذیرش جامعه به دولت است. بدیهی است اگر مردم احساس کنند که توازن در توزیع ثروت در جامعه عادلانه نیست و فیش‌ های حقوقی کلانی در بین دولت‌مردان جاری و ساری است‌، که تضاد طبقاتی را توسعه داده و زمینه ساز نا هنجاریهای اجتماعی و فرهنگی در جامعه است‌، دیگر رغبت برای انسجام فرهنگی در خانواده جهت تحقق اقتصاد مقاومتی در جامعه امکان پذیر نیست .

امید است ‌که ما بتوانیم با مدیریت فرهنگی جامعه‌، به ویژه در خانواده‌، زمینه ساز ظهور ارزش آفرین (دوره‌گذار) که همان دوره جاری شدن اقتصاد مقاومتی است‌، باشیم تا ریل انقلاب اسلامی در مسیری قرار بگیرد که قطار انقلاب بتواند سالم و زود به مقصد نهایی اش که مهیا کردن زمینه ظهور است ، به حرکت در آید.

[ پنج شنبه شانزدهم دی 1395 ] [ 14:40 ] [ خدیجه اسماعیل پور ]

[ بدون نظر ]